چرا ما انسانها به نوازش و تایید نیاز داریم

چرا ما انسانها به نوازش و تایید نیاز داریم

چرا ما انسانها به نوازش و تایید نیاز داریم 576 744 زهرا گلستان نژاد

اگر زندگی حیوانات اجتماعی مانند میمونها، شیرها و فیل هاو …. را مورد توجه قرار دهیم دائما در حال نوازش دادن به همدیگر هستند. در حالی که حیوانت غیر اجتماعی مانند گربه ها تنها در زمان تولید مثل نسبت به هم توجه نشان می دهند. یک گربه ماده تنها مدت کوتاهی بچه هایش را مورد توجه قرار می دهد و سپس آنها را رها می کند.

اریک برن مبدع نظریه ی تحلیل رفتار متقابل معتقد است ما انسانها همانند حیوانات اجتماعی از آغاز تولد تا لحظه ی مرگ نیاز به نوازش و توجه داریم به خصوص از جانب افرادی که برایمان واجد اهمیت هستند

نوزاد انسان  در ابتدا تنها نوازش های غیر کلامی و فیزیکی مادر را درک می کند ولی با بزرگتر شدن اش و درک زبان، کم کم واژه ها و جملاتی که توسط مادر همراه با نوازش های غیرکلامی و فیزیکی  مورد استفاده قرار می گیرد، جایگزین نوازش های فیزیکی می شوند.
مثلا دوستت دارم برای فرد به مثابه ی نوازش فیزیکی می شود. چگونگی دریافت نوازش های کلامی و غیر کلامی در دوران کودکی تاثیر عمده ای در چگونگی نگرش و رفتار فرد در دوران بزرگسالی دارد.

اگر کودکی که به میزان کافی از سوی مراقبین اش توجه و نوازش دریافت نکند، ممکن است رفتارهایی منفی را در پیش گیرد تا حداقل توجه منفی دریافت کند. او ترجیح می دهد کتک بخورد ولی در عین حال توجه دریافت کند. و یا ممکن است از بودن با جمع کنار گرفته و رفتارهای اجتنابی نشان دهد. بدین صورت پیش نویسی در کودک شکل می گیرد، که بر اساس آن در بزرگسالی هم کاری می کند که مورد توجه نباشد.

 

هریک از ما در حال حاضر افرادی هستیم که از دوران کودکی مان سالها گذشته است و بنابراین هریک واجد پیش نویسی هستیم که شاید اجتنابی یا به گونه ای در آن درماندگی آموخته شده ای باشد که بر رفتارها و روابط کنونی ما اثر مخرب می گذارد.‌بنابراین برای داشتن زندگی و روابطی رضایت بخش چاره ای نداریم جز رهایی از پیش نویس های شکل گرفته در دوران کودکی.

اولین قدم برای رهایی از این پیش نویس ها و اثرات مخربشان بر رفتار و زندگی مان، آگاهی یافتن بر آنهاست.
این آگاهی می تواند با پرسشگری از علت رفتارمان باشد. مثلا از خودمان بپرسیم چرا دلم نمی خواهد در جمع شرکت کنم؟
ممکن است اول علت هایی مانند این جمع حوصله سر بر هستند به ذهنمان بیاید، ولی باید به این اکتفا نکنیم و به پرسشگری مان ادامه دهیم، تامل کنیم تا به دلایلی عمیق تر برسیم. مثلا ممکن است دریابیم که علت عدم تمایلمان به رفتن در فلان جمع دوستانه به این خاطر است که آنها خیلی مرا تحویل نمی گیرند. انگار در بین آنها من دیده نمی شوم……
خیلی وقتها همین بینش یافتن، راه حل مشکل ما می شود. چرا که به قول کارن هورنای این بینش و آگاهی بر آن رفتارهایی که به منزله ی مکانیسم های دفاعی هستند مثل تفی می شود در سوپ که آن را غیر قابل خوردن می کند. یعنی هربار که می خواهیم از رفتن به جمعی که تاییدمان نمی کنند طفره برویم ، همین که یادمان می آید علت عدم تمایلمان بی توجهی دوستانمان به ماست، مکانیسم اجتناب بی اثر می شود و احتمال زیادی دارد که تصمیم بگیریم به آن جمع دوستانه برویم و حتی خودی نشان دهیم که آن توجه را دریافت نماییم. البته که این کار به این آسانی ها هم نیست و نیاز به صرف وقت تمرین و تامل دارد تا کم کم دست اجتناب برایمان رو شود و از کار بیفتد.

بعلاوه بسیار مهم است که به جای تقبیح تاییدطلبی و نوازش خواهی مان ، به خودمان اعتراف کنیم که به عنوان یک انسان نیاز به توجه، نوازش و تایید از سوی دیگر افراد به خصوص کسانی که برایمان مهم هستند را داریم. بدین گونه نه تنها رفتار مان به گونه ای تغییر خواهد کرد که این نوازش از سوی دیگران به ما داده شود بلکه با گشودگی نوازش دیگران را می پذیریم.

این مطلب ادامه دارد….