ذهن آگاهی مقابله ای سازگارانه برای اضطراب

ذهن آگاهی مقابله ای سازگارانه برای اضطراب

ذهن آگاهی مقابله ای سازگارانه برای اضطراب 150 150 زهرا گلستان نژاد

امروز حدود ساعت ده صبح بود که یک دفعه دلشوره ی عجیبی گرفتم. انگاریک دسته پروانه توی حفره ی شکمم بال بال می زدنند. اگر چند سال قبل بود فکرم درگیر این می شد که علت این حالت چیست و بعد آن را به حساب این می گذاشتم که بناست یک خبر بد اتفاق بیفتد و شهود من از قبل آن را درک کرده است. خلاصه درگیرنشخوار فکری می شدم و دلشوره ام هر چه بیشتر تشدید می شد و این سیکل معیوب همین طور ادامه پیدا می کرد و کل روزام را به گند می کشید.
اما امروز خیلی راحت به آن حس بدنی رنج آور که به نوعی احساس اضطراب بود آگاه شدم. به خودم گفتم بله در ناحیه شکمی ات احساس ناخوشایندی داری همین و بس. همین آگاهی بر حس بدنی ام کافی بود تا زنجیره ی نشخوارهای فکری را بگسلد. بعد از آن من شروع کردم به کارهایی که بنا بود انجام دهم. بنابراین در عین حال که دلشوره داشتم کارهایم را یکی یکی به انجام رساندم بدون اینکه خودم را معطل بهبود اضطرابم بکنم.

ذهن
امروز یک بار دیگر به معجزه ی تمرینات مراقبه ای ذهن آگاهی که در طی این چند سال به طور مداوم انجام داده ام واقف شدم. اینکه چگونه یک روش بسیار ساده و دردسترس می تواند این چنین در مقابله ی سازگارانه با حس های تنانه و احوالات ناخوشایندی که گاه حتی بدون دلیل به سراغ مان می آیند مفید و اثر بخش باشد.

از خودم بابت انجام مداوم این تمرینات سپاسگزاری می کنم