هر تجربه ای دو رو دارد روی شر و روی خیر

هر تجربه ای دو رو دارد روی شر و روی خیر

هر تجربه ای دو رو دارد روی شر و روی خیر 150 150 زهرا گلستان نژاد

این روزها در حال تجربه ی ملقمه ای از احساسات خوشایند و ناخوشایند هستم. از یک سو احساسات ناخوشایندی دارم که ناشی ازفاصله گذاری اجتماعی و ترس از ابتلا به بیماری است و از سوی دیگر بواسطه ی فضای ارتباطی و کاری بی نظیریکه بوجود آمده سرشار از احساسات خوشایند هستم.
حالا با تمام وجود درک می کنم که هیچ چیز شر یا خیر مطلق نیست. در واقع هر رویداد و هر چیزی هم بخش های خوب دارد و هم بخش های بد. مهم است که بتوانیم در دل چیزی که به ظاهر شر می نماید خیر را ببینم. ویروس کرونا و فاصله گذاری اجتماعی سبب محرومیت ما ازبسیاری ازامکاناتی شد که تا همین چند ماه پیش از آنها برخوردار بودیم و حالا سخت در حسرت آنها هستیم. مثلا دیگر نمی توانیم وقتی دوست یا آشنایی را می بینیم با او دست بدهیم و او را بغل کنیم، نمی توانیم مهمانی برگزار کنیم و دور هم جمع شویم و ساعاتی بسیار خوش کنار هم داشته باشیم. شاید باورتان نشود ولی برای آن دلخوری هایی که گاه در آن مهمانی ها پیش می آمد هم دلم تنگ شده است!
اما سکه ی کرونا برای من روی بسیار خیری هم داشته است!
من که از دنیای مجازی بسیار گریزان بودم در این مدت چند ماهه به آن بسیار علاقمند شده ام. در این مدت فهمیده ام که چه امکانات بی نظیری دراین دنیا وجود دارد ومن بواسطه ی باوری غلط خودم را ازآن محروم کرده بودم. چند ماه پیش با کلاس های بی نظیری آشنا شدم که یکی از بهترین آنها دوره ی پرکاری در خانه ی مدرسه ی نویسندگی بود. بواسطه ی آن کلاس با دوستان بسیار خوبی آشنا شدم و حالا احساس می کنم سالهاست که با آنها آشنا شده ام. من فهمیدم بر خلاف تصورم دنیای مجازی آدم را از دنیای واقعی دور نمی کند. چرا که اتفاقا درآن آدمها می توانند هرچه بیشتر با وجود همدیگر ارتباط برقرار می کنند. در آن آدمها به هم کمک می کنند چرا که می دانند چرخه ای وجود دارد که مهربانی شان به خوشان بر می گردد. مثلا من به دوستی پیام می دهم و او در زمینه ی تخصصی اش به من کمک می کند و کسی دیگربه من دایرکت می دهد که من فلان مشکل را دارم و من صادقانه آنچه فکر می کنم به او کمک می کند و گره ای از کار اوباز می کند در اختیارش می گذارم. خلاصه اینکه دنیای مجازی برایم بسیار پرشورو نشاط است. من یکی از آن آدمهایی هستم که در وسط طیف درون گرایی/ برون گرایی هستم. یعنی از یک طرف عاشق ارتباط ام و دوست دارم با آدمها ارتباط داشته باشم و از طرف دیگر درون گرا هستم یعنی دوست دارم بعد از ارتباط به کنج خلوت خودم بخزم و برای خودم بنویسم بخوانم و مراقبه کنم……
دنیای مجازی برای هردو سمت دورنگرایی و برونگرایی من خوب است خودم انتخاب می کنم که چقدر ارتباط داشته باشم و چقدر در خلوت خودم باشم.
اما برسیم به امشب بنابراین به جای امروزنامه باید بگویم امشب نامه!
امشب بلاخره استارت کارگاه ام را زدم. یکی از آرزوهای من این بوده است که دانسته ها و تجربیات ده ی اخیر زندگی ام را با دیگران به اشتراک بگذارم. البته کامل گرایی ام سبب شده بود که دائم این کار را به تعویق بیندازم. اما به مدد همان کلاس های مدرسه ی نویسندگی و دوره های روانشناسی دکتر سرگلزایی بلاخره کم کم از محدوده ی امن ام بیرون آمدم واز هفته ی پیش استارت اولین کارگاهم را به صورت افلاین زدم. فردا اولین جلسه ی کارگاهم با موضوع اقتصاد زیست انرژی است. اقتصاد زیست انرژی که به جرات می توانم بگویم درسهایش زندگی ام را به کل تغییر داده است. امشب به اتفاق چند نفر از شرکت کنندگاه فضای کلاس را تست کردیم که فردا بدون اتلاف وقت وارد مبحث شویم.
دراین لحظه وجودم سرشار از سپاسگزاری است.
سپاس از هستی بابت دادن امکاناتی به من که توانسته ام آموخته هایم را با دیگران به اشتراک بگذارم.
سپاس از خودم بابت تلاش و پشتکارام که قدم به قدم در راه بهی حرکت کرده ام.
سپاس از استاد گرانقدرم دکتر گلی، مبدع اقتصاد زیست انرژی که آموزه هایش زندگی ام را به کلی دگرگون نموده است.
سپاس از استاد کلانتری که به من جرات و جسارت دست زدن به این کار را داد.
سپاس از دوستانم که با گشاده رویی دعوت ام برای شرکت در کارگاه را پذیرفتند.
و بلاخره سپاس از ویروس کرونا که با وجود همه ی مشکلاتی که در طی چند ماه گذشته پدید آوره ولی جنبه های خیر بسیار زیادی هم داشته است و من از آن جنبه های خیرش سپاسگزارم.